نارگل کوچولوی مامان بابا
قالب وبلاگ

دخترم خوابیده، قبل از خواب می گفت گوشم درد می کنه،آش رو خورد و آب نمک غرغره کرد به هر حال امیدوارم سرماخوردگی نباشه چون بدجوری تب می کنهنگران. در زیر عکس هایی از مهد و نمایش میوه ها که الیسا گیلاس شده بود.

شعرش هم این بود:

گوشواره درختی ام            من میوه خوشبختی ام

خوشمزه و چه خوبم           پیش همه محبوبم

میوه نوبهارم                      گیلاس هست دارم

 

 

[ شنبه ۱٧ خرداد ،۱۳٩۳ ] [ ٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ الیسا موثق پور متولد 11/03/89 ] [ نظرات ارزشمند شما () ]

دختر قشنگم در مهد توی لباس محلی آذربایجانی

و در خانه

[ شنبه ۱٧ خرداد ،۱۳٩۳ ] [ ٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ الیسا موثق پور متولد 11/03/89 ] [ نظرات ارزشمند شما () ]

سلام به همه دوستان و آشنایان

امیدوارم حال و احوال خودتون و کوچولوهای نازنازی تون خوب باشه. بنده یه مشکل اساسی تو آپ کردن وبلاگ دارم. یا سیستم کامپیوتری روبراه نیست اینترنت هست، گاهی اینترنت نیست کامپیوتر هست، گاهی دوربین مشکل داره و فایل ها به لپ تاپ منتقل نمی شه، یا معرفی گوشی موبایل به کامپیوتر مشکل داره، یا اصلا در نهایت امکان اسکن عکس ها یا نقاشی های الیسا نیست، یا یه کلمه ختم کلام همتم کم شده و کم کاری در اصل از خودمه!

دختر گلم باید منو ببخشه که ایرادهای نابجا میارم.ناراحت

دو سال ژیش از اونجایی موندیم که می خواستم نقاشی های الیسا رو آپ کنم. در اولین فرصت حتما.کابل ارتباطی دروبین رو روبراه می کنم و نشونشون می دم.

 

 

[ یکشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳٩۳ ] [ ٩:٢۸ ‎ق.ظ ] [ الیسا موثق پور متولد 11/03/89 ] [ نظرات ارزشمند شما () ]

سلام صد سلام به همه دوستان و آشنایان

بعد از مدت ها دوری از شما دوستای خوبم بالاخره دوباره اومدیم با کلی حرفای تازه.

مامان خانمی اگرچه همچنان سرش شلوغه و کاراش زیاد و تموم نشدنی، ولی با این حال تصمیم گرفته بعد از مدت ها سری به وبلاگم بزنه.

از اونجایی موندیم که الیسامون تازه به مهد جدیدش می رفت و داشتیم به مهد جدید عادتش می دادیم.

الیسا تونست خودشو به خوبی با این محیط تازه وفق بده و قوانین و بازی های اونجا رو یاد بگیره.

دخترم شعرای قشنگی اونجا یاد گرفته و از حفظ می خونه مثل: به به کودکان، سای باخ(شعر ترکی)، ما که فرشتگانیم، سحر تزدن دوراندا(شعر ترکی)، یک دو سه زنگ مدرسه.

و بلده سوره توحید رو خیلی قشنگ بخونه.

علاوه بر کارای خوبی که تازگی ها یاد گرفته، دخترم روز به روز شیطون تر میشه از بس که ورجه وورجه می کنه و جایی بند نمیشه چشمتون روز بد نبینه، سه روز پیش سرش خورد به میز وقتی به طرفش دویدم دیدم که داره خون میاد، طفلی خیلی دردش گرفته بود و بد گریه کرد. البته به گفته اطرافیان چیز مهمی نبود من زیادی شلوغش کرده بودم. آخه مامان ها اصلا تحمل ناراحتی بچه هاشونو ندارند. حاضرن هر بلایی سر خودشون بیاد ولی بچشون خار تو پاش نره!

 

دیشب داشتیم با هم نقاشی می کشیدیم و موقع رنگ کردن هشت پا الیسا به من گفت: مامان موقع رنگ کردن مواظب باش از خط نزنی بیرون، نگاه کن ببین چطور رنگ کردن تو هم اونجور رنگ کن!

حتما در اولین فرصت عکس نقاشی های الیسا رو با تفسیراش تو وبلاگش آپ می کنم.

چند روز پیش همین طوری که داشت بازی می کرد، یهویی اومد بغلم کرد و گفت: مامان دلم برات می سوزه

محکم بغلش کردم و گفتم: وای عزیز دلم چرا دلت برام می سوزه؟

تو جوابم بوسم کرد و گفت: مامان من خیلی دوست دارم.

 

 

 

 

 

 

 



[ چهارشنبه ٢٩ آذر ،۱۳٩۱ ] [ ۸:٢٦ ‎ق.ظ ] [ الیسا موثق پور متولد 11/03/89 ] [ نظرات ارزشمند شما () ]

الیسا جون رو تو مهد جدید ثبت نام کردیم امروز دومین روز بود که دخترکم به مهد جدید رفت. البته قرار شده هفته اول هر روز نیم ساعت اونجا با هم بمونیم تا به محیط اونجا کم کم عادت کنه.

مهد قبلیش هم خوب بود و از همین جا از مسئولین و مربی های مهد قبلیش تشکر می کنم.

الیسا این مهدشو هم خیلی دوست داره و تا حالا رفتاری که نشون بده از اینجا راضی نیست ندیدیم. یه خورده غریبگی می کنه که اون هم برای وروود به محیط جدید طبیعیه.

[ دوشنبه ٦ شهریور ،۱۳٩۱ ] [ ٩:٤۳ ‎ب.ظ ] [ الیسا موثق پور متولد 11/03/89 ] [ نظرات ارزشمند شما () ]

لبخندها فسرد

 پیوندها گسست  
 
  آوای لای لای زنان در گلو شکست
    
گلبرگ آرزوی جوانان بخاک ریخت

     جغد فراق بر سر ویرانه ها نشست
 
 از خشم زلزله

 درگذشت جانگداز تعداد کثیری از هموطنان عزیز آذربایجان شرقی در زلزله اخیر غم بزرگی در دل تک تک ما به جای گذاشت

روحشان شاد

[ یکشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳٩۱ ] [ ٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ الیسا موثق پور متولد 11/03/89 ] [ نظرات ارزشمند شما () ]

 

الیسای نازنینم بر فراز تپه:

 

 

مهرماه سال 90 بعد از 3 شب تب و شب زنده داری خانمی اومده پارک:

 

دخترم تو یک سال و 2-3 ماهگی در مهد:

 

 

دی ماه 90 در راه خانه:

 

 

بعد از مراسم 28 صفر:

 

 

 

الیسا جون تو این عکس دقیقا یک سال و 4 روزست:

 

الیسا در مهمانی اینجا دخترم یک سال و دو ماهشه:

 

 

خانمی در خانه بازی کودک(خرداد امسال):

 

 

الیسا در سفره خونه سنتی(خرداد امسال):

 

دی ماه سال 90:

 

 

و این هم عکس هنرمندانه اش تو قایق(اردیبهشت امسال):

 

[ چهارشنبه ٢۸ تیر ،۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ] [ الیسا موثق پور متولد 11/03/89 ] [ نظرات ارزشمند شما () ]

امروز می خوام راجع به الیسا و حرفا و افکارو .... بنویسم.

دختر یکی یه دونه مامان بابا دیگه برا خودش خانمی شده و نزدیک به دو هفته است که از پوشک باز شده و هر وقت بخواد بره دستشویی به مامان بابا اطلاع می ده. وقتی که برای اولین بار خودش گفت مامان .... دارم کلی ذوق کردم که دخترم بالاخره یاد گرفت.

 الیسا کوچولوی ما چند روزی هست که به طور مرتب مهد می ره و البته باز به سختی ولی چاره ای نیست و باید کنار بیاد. مربی هاش می گن فقط موقع جدا شدن از مامانی گریه می کنه و همین که رسید تو کلاس با دیدن بچه ها حال و هواش عوض می شه!

دختر نازم کتاب شعر پین پینه دوز قرمز رو از حفظ می خونه و در کل عاشق کتاب داستان و شعر و قصه گوش دادنه. جالب اینه که وقتی یه شعر رو براش می خونم با آهنگ شعر از خودش آخرین کلمه اون بیت شعر رو می گه! همچنین خانم گلی بعضی از شعر های سری کتاب های: چیه صدای حیوونا؟ و چیه غذای حیوونا؟ رو هم حفظه و گاهی اوقات که با خودش خلوت می کنه و با خانه سازی هاش بازی می کنه اونا رو می خونه:

قورباغه می گه: گور گور        از خونه نشو دوی دوی

منظور(قورباغه می گه: قور قور         از خونه نشو دور دور)    و ......

 

نارگل مامان بابا مثل همه بچه ها عاشق  پارکه ولی از وسایل برقی

خوشش نمیاد و تاب و سرسره رو ترجیح می ده.

و تا خانمی از پله های سرسره بالا می ره و بخواد اون لبه سرسره

بشینه که سر بخوره بیاد پایین من هزار بار میمیرم و زنده می شم.

الیسا برنامه های خاله شادونه و  عمو قناد و  گل گندم رو خیلی دوست داره. و همش به من میگه مامان اگه منم بزرگ بشم منو می بری اونجا؟! منم می بوسمش و می گم آره عزیز دلم ان شالله یه خورده بزرگتر بشی  شما رو می برم توی یکی از همین برنامه ها و اونجا بشینی و با نی نی ها شعر بخونین و به قول خودش تولد بگیرین!

 

 

[ پنجشنبه ٢٢ تیر ،۱۳٩۱ ] [ ۸:٥٩ ‎ق.ظ ] [ الیسا موثق پور متولد 11/03/89 ] [ نظرات ارزشمند شما () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

الیسای عزیزم : من تمام هستی ام را دامنی میکنم تا تو سرت را بر آن نهی ...تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسائی...تمام بودن خود را زانوئی میکنم تا بر آن بخواب روی...
لینک های مفید
پيوندهای روزانه
موضوعات وب